سخن اول

در شرایطی که ایران اسلامی عزیزمان روزهای حساسی را طی کرده و میکند، تصویب طرحی در وزارت بهداشت که بی گمان نهاد اصلی تامین کننده و حافظ سلامت جامعه است مایه بهت و تعجب و صد البته افسوس جامعه پزشکی شد.طرحی که بی هیچ شک و شبهه ای به منزله تیشه بر ریشه درخت پزشکی و خدمات درمانی جامعه است.طرحی تحت عنوان دکترای حرفه ای فیزیوتراپی یا به اختصار DPT.

نا گفته های بسیاری در پشت پرده این طرح نهفته است، ولی پیش از آن در مورد ماهیت این طرح و سیر زمانی وقوع اتفاقات توضیحی مختصر بخوانیم.

رشته فیزیوتراپی در کنار سایر رشته ها و به موازات حرفه پزشکی در راستای ارائه خدمات درمانی و بهینه کردن و تکمیل سیر درمان بیماریهای مختلف ایجاد شده و به مرور تکوین یافته است.این رشته همگام با اقصی نقاط جهان از دیر باز در ایران وجود داشته و اقدام به پذیرش دانشجو در مقاطع لیسانس،فوق لیسانس و PHT میکرده است.

متاسفانه در طول سالهای اخیر و در بیخبری مطلق جامعه پزشکی قشری با هدف صوری تعالی علمی رشته فیزیوتراپی (بخوانید مدرک گرایی!) ضرورت تربیت دوره آموزشی DPT را به تصویب رسانند و بعد از آنهم اعمال انواع و اقسام فشارهای سیاسی و انجام لابی گری های پشت پرده در جهت تحقق این خواسته شدت گرفت و که در نهایت کار به جایی رسید که در مرداد ماه امسال،وزیر محترم بهداشت و درمان و آموزش پزشکی وقت،سرکار خانم دکتر وحید دستجردی،خبر از تصویب این طرح دادند.

وزیری که قبلا با اقدام انقلابی خود در ابطال آزمون شبهه انگیز دستیاری، در بین جامعه پزشکی قاموسی مردانه پیدا کرده بود را چه شده بود؟؟

بر اساس این طرح و آنچه از مطالعه محتویات برنامه آموزشی و اظهارات افراد ذی النفع بدست می آید، فارغ التحصیلان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد فیزیوتراپی میتوانند با طی کردن تعدادی واحد واجد مدرک دکترای حرفه ای فیزیوتراپی شوند.

کنکاش در کوریکولوم آموزشی و اهداف این برنامه بطرز شگفت انگیزی مایه حیرت و تاسف است. بر این اساس هدف نهایی و کلی این طرح بطور خلاصه چنین است که واجدین مدرک DPT میتوانند راسا اقدام به ویزیت،تشخیص و درمان مراجعین کنند یعنی تقریبا معادل با یک پزشک عمومی GP .

حال بشنوید جزئیات بیشتری از این فرمول جدید تولید پزشک و وسیله ای برای  سرپوش گذاشتن بر کم و کاستی های احتمالی سیستم بهداشت درمان کشور.

1-با وجود همه انتقادات نسبت به جامعه معظم پزشکی،عمده افرادی که وارد دوره دکتری حرفه ای پزشکی میشوند و نهایتا با مدرک GP فارغ التحصیل میشوند،افرادی با ضریب هوشی متوسط به بالا هستند. بر هیچکسی پوشیده نیست میزان سختی ها و مخاطراتی که یک دانشجوی پزشکی در طول تحصیل خود با آنها دست و پنجه نرم میکند:

نزدیک به هفت سال تحصیل با قریب به 290 تا 320 واحد واحد درسی،انواع و اقسام امتحانات و ازمونها از قبیل علوم پایه،پره انترنی و غیره.به همه اینها اضافه کنید حجم فوق العاده زیاد کشیک، شب بیداریهای بیشمار، خطر سرایت انواع و اقسام بیماریهای عفونی و مشکلات بیشمار دیگری که مجال بیانشان نیست و البته هیچ پزشکی منکر این موضوع نمیباشد که جمیع موارد فوق لازمه تربیت یک پزشک کارآمد میباشد.

حال چگونه است که یک لیسانس فیزیوتراپی میتواند فقط با پاس کردن حدود 60 واحد، آنهم آنگونه که شواهد و قرائن امر نشان میدهد بصورت پودمانی!، قادر است وظیفه ای مشابه با این پزشک را بر عهده گیرد؟ فیزیوتراپی که در موعد مقرر زحمت کمتری متحمل شده است (نمیگوئیم ضریب هوشی پائینتر). واحدهایی که لیست آنها بصورت مضحکی خنده دار بوده و بیشتر مایه سرافکندگی و تاثر است.

راقم سطور فوق یک پزشک است،یک پزشک دردمند.ولی حتی یک کلمه از کلمات فوق بر اساس تعصبات بیمنطق صنفی (آنطور که دوستان فکر کرده و عمل مینمایند) نگاشته نشده است.بین و بین الله قضائت کنید.

2- کدام عقل سلیمی میتواند اختیار تجویز دارو و بازی با جان انسانهارا بفردی تنفیذ کند که تابحال هیچ سر و کاری با دارو نداشته و صرفا با پاس کردن یک واحد (بله! فقط و فقط یک واحد درسی فارماکولوژی) به این مهم نایل شده است.آیا نمیشود همین یک واحد را برای همه دانشجویان نسخه کرد؟ آیا صرف شناخت نام یک دارو و اثر آن کافی است؟ نحوه تجویز در بیماریهای و شرایط مختلف لازم نیست؟ لازم نیست چیزی از عوارض جانبی ذکر شود؟ عوارض ناخواسته دارویی چطور؟ آیا تمام مطالب فوق در قالب همین تک واحد ارائه شده است و بدین سان طومار قطور فارماکولوژی در هم پیچیده شده است؟! آیا از معجزات قرن جدید است که جان انسانها اینچنین بی ارزش شده است؟! وای بر ما.

3- با وجود پیشرفتهای روزافزون و بسیار سریع در انواع حیطه های تشخیص، پایه و اساس پزشکی و طبابت و درمان بیمار همانطور که همیشه تاکید شده، میشود و خواهد شد، گرفتن یک شرح حال خوب و بدنبال آن انجام یک معاینه فیزیکی هدفمندد میباشد.این مهم نه با خواندن کتاب و نه به ضم دوستان با پاس کردن معدود انگشت شمار واحدهای نشانه شناسی برنامه DPT حاصل نمیشود.هنر گرفتن شرح حال تنها بر اساس حضور مداوم بر بالین نه صدها، بلکه هزاران بیمار و انجام مصاحبه و گفتگو با بیمار و سپس معاینه هدفمند آنها بدست می آید.سوال اینجاست که این فارغ التحصیلان دوره DPT  تجربه اخیر را کی و از کجا بدست آورده اند؟ شاید فیزیوتراپی سابقه طولانی ارائه خدمات بالینی فیزیوتراپی داشته باشدف، ولی درطی سالیان او فقط اجرا کننده دستورات پزشک تجویزگر بوده است و لاغیر.

خوشبختانه جامعه پزشکی کشور واکنش نشان داد.

اول شهریور و در حالیکه حتی یک ماه هم از تصویب طرح DPT نگذشته بود، خبرگزاریهای فارس نیوز و مهر نیوز خبر از نامه سر گشاده همراه با امضای تعدادی زیادی از پزشکان متخصص، پزشکان عمومی و دانشجویان مقاطع مختلف پزشکی استان آذربایجانشرقی  که در مخالفت با طرح فوق جمع آوری شده بود دادند.

در ادامه مورخ ششم شهریور نیز دکتر پناهی، رئیس شورای عالی نظامپزشکی کشور و عضو هیئت بورد جراحی مغز و اعصاب اجرا شدن طرح مذکور را "فاتحه های بر نظام سلامت کشور" نامید و خواهان توقف طرح مذکور شد.بعد از آن نیز دانشگاههای علوم پزشکی شیراز و شهید بهشتی نیز به معترضین این طرح پیوستند.

در صحن سیاست این این مسئله با واکش هایی همراه بود. تذکر به وزیر بهداشت در خصوص اجرای طرح مزبور از سوی دکتر شکور اکبرنزاد سر اغاز این طرح بود.

دامنه اعتراضات بقدری شد که بتواند در حالیکه خوش خیالان و رویا پردازان قول پذیرش سالانه حدود 700 تا 800 دانشجو در مقطع DPT  را بخود داده بودند،اکنون با این حقیقت مواجهه شوند که این دوره فقط و فقط بصورت یکدوره پایلوت و با تعداد اندک زیر بیست نفر در دانشگاه تهران اجرا خواهد شد.

به امید روزها ی آینده.

منتظر باشید.

هو الشافی

با سلام و عرض خوشامد وبلاگ حاضر وابسته به هیچ گروه سیاسی نبوده و هدف از راه اندازی آن بیان نظرات در مورد طرح دکترای فیزیوتراپی حرفه ای بوده که امید هست با مشارکت دوستان و بیان نظرات مخالف و موافق به برخی سوتفاهمات و نکات ابهام طرح اخیر پایان داده شود.

در راستای بیان آزاد مطالب نظر خواهی و درج نظر برای تمام مباحث آزاد بوده و بر خلاف وبلاگهای صنفی-ای که در موضوع اخیرذی النفع هستند تا جایی که توهین به اشخاص حقوقی و حقیقی در کار نباشد اقدام به ویرایش نظرات نخواهد شد.